تاريخ خبر: یکشنبه 28 تیر 1388، 26 رجب 1430، 19 جولای 2009، شماره 24520یکشنبه 28 تیر 1388، 26 رجب 1430، 19 جولای 2009، شماره 24520

بهره‌برداري از کويرهاي ايران- بخش نخست
کويرداغ، در انتظار زندگي


«چشم خود را بشوييد و جورِ ديگر ببينيد.»

اين سخن دکتر پرويز کردواني، آموزگار کوير، در تئوريِ نو‌اش در باره کوير است. او 65 سال از زندگي 87 ساله‌اش را عاشقانه به پژوهش در باره کويرهاي ايران گذرانده است. کردواني در کويرْ زاده شده است، دو دهه با دست‌هايش در کويرْ کار کشاورزي کرد، و سپس به آلمان رفت و کويرهاي ايران را شناساند و همزمان در رشته کويرشناسي با درجه ممتاز، دکترا گرفت.

دکتر کردواني بر اين باور است که يکي از سبب‌هاي نابوديِ کوير، زير نام کويرزدايي و با کاشت درخت تاغ انجام شد؛ و بدبختانه اين درخت‌ها را در نزديکيِ کاريزها کاشتند و چون ريشه‌اش تا 26 متري زمين راه مي‌کند، سببِ خشکيدنِ کاريزها شد.

او ادامه مي‌دهد:

«اين طرح، پيش از انقلاب، انجام مي‌شده و اکنون نيز ادامه دارد. در گذشته، براي جلوگيري از پيشرويِ کوير، بوته‌ها و خارهاي کوير را کنده بودند تا درخت تاغ ببالد؛ در حالي‌که حفاظت تنها از همين بوته‌هاي خودروي کويري، بهترين و کاراترين شيوهِ جلوگيريِ از کويرزايي‌ست.»



کوير چيست و کجاست؟

از ديرباز در قلمروهاي خشک و کم‌باران سرزمين ايران، نمکزارهاي گسترده‌اي پديد آمده که عنصر غربي (مانند اسراتيل زاور اتريشي) نيز در پژوهش‌نامه‌هاي خود، آن‌را (مانند ايراني)Kewir مي‌نامند. چون آن‌ها کوير ندارند؛ و از آن‌جايي که چنين جايي وجود ندارد، برايش نام هم نمي‌گذارند، در انگليسي تنها دو واژه: Salt Desert است که آن‌هم معنيِ کوير نمي‌‌دهد و به مفهوم «بيابان نمکي» است؛ که پديده يکسرهْ متفاوتي ا‌ست.

ايران در قلمروي خشک، نيمه‌خشک و نيمه‌بياباني ماندگار است و در اين قلمروها بخارشدِ سالانه، از ميانگينِ بارش بيش‌تر است. از اين رو کويرهاي زيادي پديد آمده است. تا به امروز، مردم به آن‌ها همچون فرزندهاي ناخوانده نگريسته‌اند. از اين پس، چه خوب است به روي وجود گرم کويرها، آغوش گشوده شود.



کوير نشينان

در کوير هاي نمکي نه گياهي مي‌رويد و نه مناسب کشاورزي‌اند و نه به ظاهر، امکانِ بهره‌برداريِ ديگر از آن‌ها وجود دارد. حتي پسته، خرما، يونجه که پايداري‌شان در برابر نمک، زياد است و گياهِ نمک‌ْ دوست‌اند، در کوير به بار نمي‌آيند. تنها در برخي از نمکزارها، بوته‌هاي خارشتري و گياه‌شور مي‌رويد.

بسيار پيش آمده (و مي‌آيد) که با نمکي‌شدن کاريزهاي کناره کوير و در پيِ آن، ناباروري زمين و کاهش فرآورده‌هاي کشاورزي، کناره‌نشين کوير، ناچار از رهاکردنِ خانه و آب و خاک خود شده و به شهر کوچيده است؛ و شايد بتوان به دندانِ بُرنده گفت: نخستين مهاجران کوچنده به شهرهاي ايران، همين کوير‌نشينان بوده‌اند.



آبادکردنِ کوير

اما حسين‌علي‌کردواني(پدر) کاري کرد کارستان؛ و 300 هکتار کويرمرکزي بسيار نامرغوب گرمسار را به درازاي 30 سال و با هزينه بسيار زياد و با استفاده از آب رايگان «حيله‌رود» آباد کرد (و بگذريم که امروزه به سبب خشکسالي، دوباره نمکزار شده است.) او دل کوير را چراگاه دام کرد و 4 رشته کاريز زد و باغ، سبز کرد و در آن‌ها درخت‌‌هاي ميو‌هِ گوناگون کاشت، تا آن‌جا که درون پرويز کردواني(پسر) سبب انگيزشي شد که يک تُن از خاک کوير زادگاه‌اش را براي پژوهش و شناساييِ بهترين کودِ کويري به دانشگاه بُن(فردريک‌ويلهلم) ببرد؛ که دستاوردش، شناسايي کود «سولفات‌‌ آمونيوم» و گرفتن دکترا با درجه ممتاز در باره کشتِ علمي در کوير و کويرشناسي بود.

دكتر پرويز کردواني در گفت‌وشنود با روزنامه اطلاعات مي‌گويد:اما من پس از 4 دهه پژوهشِ شبانه‌روزي، امروزه حرف‌ام چيز ديگري‌ است و مي‌گويم نيازي به آبادکردن کوير و قابلِ ‌کشت‌کردن آن نيست و کويرِ به ظاهر زيانبخش را مي‌توان در همين شکلِ طبيعيِ کنوني‌اش ـ نه براي کشاورزي که در زمينه‌هاي ديگر ـ مورد بهره‌برداري قرار داد. تنها بايد عينک گذشتگان‌مان را کنار بگذاريم و همان‌گونه که جنگل را منابع طبيعي سبز به حساب مي‌آوريم، کويرها را هم در شمارِ منابعِ طبيعي خشک ببينيم.»

او ادامه مي‌دهد:

«املاح کويرها بر خلاف مواد کاني کوه‌ها که پايان مي‌گيرند، تجدپذير و ثروتي تمام ناشدني‌اند.»

کوير، داراي آفتاب سوزان است، به جاي خاک بارور، توده‌هاي بزرگ ماسه‌بادي دارد، بادهايش زياد، تند و خشن است و آب‌اش، نمکي و شور.

اما دکتر کردواني بر اين باور است که با ايجاد «موسسه جهاني آموزش و پژوهش کوير» و جذب دانشجو در رشته کويرشناسي و با نوآوري در دانش، از همه اين مواد به ظاهر به درد نخورِ کويري، مي‌توان در راستاي پيشرفت اقتصادي کشور استفاده و كار، شغل و درآمد ايجاد کرد.



کوير؛ کشاورزي نه!

فراهم‌آوري کشت‌کار در كوير بسيار هزينه‌بر است. کوير، خود به خود، رويشگاه به شمار نمي‌رود و براي روياندنِ گياه در آن، بايد بسترش را فراهم آورد. بايد شبکه زهکشي ايجاد کرد، کرت‌بندي کرد، املاح را با سيلاب‌هاي شيرين، شستشو داد تا کاشت و سبزشدن بذر و روييدن گياهان پايدار به شوري(مانند جو، پسته، خرما، يونجه) فرادست آيد؛ و همهِ اين‌ها به بودجه‌هايي نياز دارد که قدشان سر به آسمان مي‌‌سايد.

آبادسازيِ کوير قَليايي از همه بيش‌تر خرج‌بردار است، با اين همه، در گذشته ـ‌ که کار مردم کويرنشين بيش‌تر دامداري و کشاورزي بودـ از روي ناچاري و با هزينه و رنج زياد، به آبادکردن قطعاتي از کوير مي‌پرداختند و حتي داشتِ کوير آبادشده (براي جلوگيري از تبديل‌شدنِ دوباره به نمکزار) همه‌ساله، خرج هنگفتي روي دست‌شان مي‌گذاشت.

همان‌گونه که پيش‌تر يادآوري شد، کشاورزيِ خُردِ دور و بر کوير، همواره شکننده و ناپايدار بوده است. اما همه کويرها: چه گياه‌دار و چه نمک‌زار و چه باتلاقي، مي‌توانند مورد بهره‌برداري علمي و درست قرار گيرند و مي‌توان با ساختِ شهرک‌ها و شهرهاي صنعتي در کناره آن‌ها، دگرگوني‌‌اي در زندگي مردم فرودست کويرنشين پديد آورد.



کويرهاي گياهي

وجود گياه در کوير، بيش‌تر بستگي دارد به شرايط اقليمي، آب موجود در خاک و غلظت املاح در مناطقِ نيمه‌خشک که بارندگي و تبخير در آن‌ها کم‌تر است.

براي نمونه، کوير آذربايجان شرقي، جنوب شبستر، شمال درياچه اروميه و کوير ميغان اراک، بخشي از کوير مرکزي، گياه بيش‌تري دارند. كويرها در مناطق خشک مانند گرمسار، سمنان، قم، از پوشش گياهيِ کم‌تري برخوردارند. پوشش گياهي در مناطق نيمه بياباني مانند يزد(کوير مروست، ابرکوه، سياه‌کوه و ساغند در بافق) تُنُک است و بيابان لوت، به سبب خشکي و گرميِ هوا و غلظتِ زيادِ املاح، به کلي تهي از هرگونه پوششِ گياهي است.

دشت‌هاي گياه‌دارِ کويرِ مرکزي، در گذشته، چراگاه موردِ استفاده مردم روستايي مجاور بود؛ و پس از ملي‌شدن، چراي شتر، بز و گوسفند در آن‌ها قدغن شد و تنها آهو و جُبير ماند. اکنون قلمروهايي هم که آزادند، در شمارِ منابعِ طبيعي به شمار مي‌روند و به سببِ نابوديِ پوششِ گياهي و پيشرويِ کوير، از چراي دام‌هاي بوميان جلوگيري مي‌‌شود.

اما دکتر کردواني، ديدگاه‌اش ديگرگونه است و بر اين باور است که بايد هر سه: هم پارک‌هاي ملي، هم قلمروهاي حفاظت‌شده و هم منابعِ طبيعي، با ظرفيت بالا و به گونه‌اي گسترده، مورد استفاده قرار گيرد. او در ادامهِ گفتگو با اطلاعات مي‌گويد:

«اين دشت‌ها بيمار نيستند که ما اين‌گونه به تماشاي مرگ‌شان بنشينيم. اين‌ها از پتانسيل بسيار بالايي برخوردارند و بايد با سهيم‌کردن مردم بومي، در بهره‌وري و نيز نگهداريِ هرچه بهترشان بکوشيم.»

دکتر کردواني براي دست‌يازي به اين هدف‌ها، بر اين باور است که نخست بايد طرح‌هاي تقويت بنيهِ چراگاه‌ کويرهاي گياه‌دار، بر پايه دانش نوين اجرا شود. او مي‌افزايد:

«برنامه قوي‌سازيِ هر يک از کويرها بستگي دارد به شرايطِ طبيعي و جوي و بارندگي و سيلاب‌ها و روان‌آب‌هاي آن‌ها که پژوهش‌ گسترده‌اي مي‌طلبد؛ و پس از آن، بايد با بذرپاشي يا کشت‌ِ گلداني و روش‌هاي ديگرِ موفق روز، به غني‌سازيِ پوشش‌گياهي کوير پرداخت.»

او چراگاه‌هاي کويري را براي پرورش و چرا و تغذيهِ هر 3 دسته از جانوران کويري(گونه‌هاي وحشي، بز و شتر اهلي و نيز پرنده‌ها) مناسب مي‌داند. به باور وي، گسترشِ بسترِ گياهِ کويري، کم‌هزينه و کم‌رنج است، چرا که اين گياهان، بسنده‌جو و قانع‌اند و نيازشان به آب،‌اندک و پايداري‌شان در برابر کم‌آبي، بسيار بالاست.

برپايه طبقه‌بندي سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور، اين گونه چراگاه‌ها فقير و نامرغوب‌اند و درجه 5 به شمار مي‌روند؛ ولي دکتر کردواني، ديدگاه‌اش از سنخِ ديگري‌ست:

«به باور من، اين‌ها از بهترين و مرغوب‌ترين چراگاه‌ها براي شتر و نيز حيات وحش و پرند‌گان کويري است و ما بايد با روش‌هاي نو، آن‌ها را از بيهوشي درآورده و دوباره فعال کنيم. زيرا جمعيت کشور رو به فزوني است و نياز جامعه رو به افزايش و وابستگيِ ما به خارج براي واردات گوشت منجمد، در حال رشد. از سويي، چراگاه‌هاي کوهستاني دارد به نابوديِ هرچه بيش‌ترِ جنگل‌ها مي‌‌انجامد و بيش از اين، پذيراي دام‌ نيست. براي همين، به بيرون کردنِ دام از قلمروهاي جنگلي، دست زده‌اند. چراگاه کوهستان نيز مناسب چراي شتر، آهو و جُبير نيست و دامدار کويري نيز نمي‌تواند شتر بيابانگردش را در آغل نگهدارد و پرورش دهد. ما امکان اين را داريم که با يک برنامه‌ريزيِ علمي، بتوانيم بخش بزرگي از نياز فزاينده کشور به فرآورده‌هاي دامي را تامين کنيم، پس چرا چنين نکنيم؟»

دكتر کردواني مي‌افزايد:

«به دو روش، امکان بهره‌برداري از کويرهاي گياهي امکان‌پذير است: يک: چراي جداي گونه آهو و جُبير. روش دوم: چراي مختلط وحش و اهل؛ که براي گردشگر نيز جاذبه بيش‌تري خواهد داشت.»

اين کويرشناس ادامه مي‌دهد:

«بيش‌ترِ کويرهاي گياهي، به لحاظ پوشش‌گياهي، غني هستند و در جاهاي فقير بايد با اجراي طرح‌هاي نو به تقويت‌شان دست زد.»

اين استاد دانشگاه مي‌افزايد:

«همان‌گونه که چين و ژاپن، بيلانِ کاريِ موفق و افسوس‌برانگيزي داشته‌اند، سازمان محيط‌زيست هم بهتر است با يک برنامه‌ريزيِ کارشناسانه و متناسب با ظرفيتِ چراگاه‌ها، پرورشِ گونه‌هاي وحشيِ آهو، جبير و پرندگان کويري را آغاز کند (مانند چين که به جاي به نظاره‌نشستن نابودي نسل پاندا، حيات دوباره‌اي به آن بخشيد) تا از اين راه، هم توان ماليِ خود را افزايش دهد، هم وضعيت اقتصادي مردم خاکسترنشين کوير را بهبود بخشد و هم به کششِ کويرها در جذب گردشگر بيفزايد.»

قلمروهاي کويري، چراگاهِ مناسبِ شتر است. گياهانِ کويري مانند خارشتري، شورسياه و اشنيان، از گياهانِ موردِ توجه اين جانور بياباني ا‌ست که مي‌تواند شير، گوشت و فرآورده‌هاي خوب و مرغوبي در اختيار جامعه بگذارد. اما به گفته دكتر کردواني، «اکنون شتردار کويري، چوب نوآوري‌نداشتنِ مسئولان را مي‌خورد و به جاي پرورش شتر خود در فضاي آزاد کويري و استفاده از اين حيوان مناسب براي گردش‌دادن توريست‌ها، آن‌ها را در فضاي دربسته آغل مي‌كند و با علوفه‌ گراني که از خارج وارد مي‌شود و وابستگي مي‌آورد، با هزينه بالا سيرشان مي‌کند.»

او ادامه مي دهد: «ما بيهوده به کويرنشين، بدبين شده‌ايم. من خود، زاده کويرم و آن‌ها را خوب مي‌شناسم. پيش از تاسيس سازمان حفاظت از محيط‌زيست، جانوران اهلي مانند شتر و گوسفند در کنار آهو و جبير مي‌چريدند و دام و دامدار به حيات‌وحش، هيچ زياني وارد نمي‌کرد. بسيار ديده مي‌‌شد که يک دامدار، بچه آهوي بي‌مادر مانده را با شير يکي از بزهايش از مرگ نجات، مي‌داد و بعد از مراقبت، در طبيعت رهايش مي كرد. اما از زماني که هجوم شکارچيان شهري به كوير، با جيپ و پروژکتور و تفنگ‌هاي مدرن، آغاز شد، به‌ناچار مناطق را ملي اعلام کرده و بوميان را هم رانده‌اند و دامدار بومي، به‌ناحق از چرادادن دام‌هايش در کوير محروم و بيش از پيش تهيدست شده است. البته اين سخت‌گيري‌ها هيچ کمکي به مناطق ملي‌شده و حفظ پوشش گياهي آن‌ها نکرد.»

اين کويرشناس مي‌افزايد:

«اکنون در گستره صدها هکتار از قلمرو حفاظت‌شده، تنها شمارِ‌اندکي آهو مي‌چرد که هيچ، به چشم نمي‌آيند و ديده نمي‌شوند و در جاهايي نيز از غرش گلوله‌هاي مانور نظاميان، هراسيده و به کنجي خزيده‌اند.»

دكتر كردواني ادامه مي‌دهد:

«من با توجه به تجاربي که در طول ده‌ها سال دامداري و نيز تحقيق و شناساييِ مناطق گوناگون و قلمروهاي حفاظت‌شده دارم، بر اين باورم که پرورش و ايجاد پوشش گياهي و بازگشت بوميان، راه خوبي براي زندگي‌بخشيدنِ دوباره به کويرهاست.

در اين صورت، مردم بومي به گونه‌اي احساس مسئوليت مي‌كنند و در حفظ و نگهداري گوشه‌هاي حساس کوير کوشا خواهند بود. در کنار اين‌ها، بايد به گسترش صنعت توريسم نيز توجه شود و نيز به ايجاد صنايع لبني. آيا درست است تنها ابراز نگراني کنيم به حال آن‌چه باقي‌مانده و در حال نابودي ا‌ست؟ چرا تاکنون به پرورشِ جانورانِ حياتِ وحش، هم براي نجات نسل‌شان و هم براي جلب بيش‌تر گردشگر، کاري نشده است؟»

ع . درويشي

codex24x

page05

PDF صفحات روزنامه

1
Text Box (double-click to edit)

Ettelaat International


Iran, Pakistan agree to increase parliamentary ties (09/02)

Iran keen to involve in economic projects in Bosnia (09/02)

Iran ready to transfer military tools, technology to regional states (09/02)

Iran creates national fund for energy projects (09/02)

20% uranium enrichment not against NPT (09/02)

Envoy confident about S-300 delivery to Iran (09/02)

Iran unveils first home made light plane (09/02)

Leader says Iran stands tall in face of threats (09/02)

Non-oil exports surpass $20b (09/02)

Middle East will determine fate of the world (09/02)

Iran's Bushehr N-plant running after 1 more test (09/02)

Iran starts 20% uranium enrichment (09/02)

Parliament backs Iran President decision over 20% enrichment (09/02)

Holiday Notice (09/02)

US filmfests to screen Iranian documentaries (08/02)

Iran ceases ties with British Museum (08/02)

Russia rejects sanctions on Iran's economy (08/02)

Sanctions not able to stop Iran's science (08/02)

Iran busts 7 people linked to foreign satellite networks (08/02)

Iran signs $10bn gas field deal with domestic firm (08/02)

حكمت و معرفت
يادداشت
فرم اشتراك
ettelaat newspaper روزنامه اطلاعات

آدرس: تهران. بلوار ميرداماد - خيابان نفت جنوبي

تلفن : 29999
22258022 : فاكس

Ettelaat Newspaper

Tehran Mirdamad Boulvard

Tel : 009821 29999

Fax : 009821 29999

email: ettelaat@ettelaat.com

سه شنبه 20بهمن 1388 ـ 24صفر1431 ـ 9فوریه 2010 ـ شماره 24686سه شنبه 20بهمن 1388 ـ 24صفر1431 ـ 9فوریه 2010 ـ شماره 24686
صفحات روزنامه را ورق بزنيد Latest Edition آخرين شماره

84 سال حضور مستمر در صحنه اطلاع رساني کشور

PDF صفحات نيازمنديها

PDF صفحات ضميمه

فرم سفارش كتاب
نسخه قديمي سايت
آرشيو روزنامه